نقوش و طرح های فرش

نشانه شناسی با رویکرد تصویر در نقش مرغ بسم الله – آثار استاد رضا مافی (قسمت چهارم)

نشانه شناسی با رویکرد تصویر در نقش مرغ بسم الله – آثار استاد رضا مافی

تصویر شماره (۱۴)

دلالت صریح

اثر مورد بحث یکی از چندین نمونه ی آثار استاد رضا مافی است که در آن به موضوع مرغ بسم الله پرداخته شده و در ابعاد ۶۲ در ۴۳ سانتی متر، رسامی عبارت شریفه ی «بسم الله الرحمن الرحیم» در قالب شکل پرنده صورت گرفته است.

کلیت طرح عبارت است از مرغی که در ۴ بخش منفصل، ولی تقریبا یک پارچه در ضخامت خطوط، نقش شده:

  • اول، بخش اصلی بدنه ی مرغ که از (بسم)، (الله)، (حمن) و (حیم) تشکیل شده.
  • بخش دوم پاهای مرغ که با دو حرف (لر) برگرفته از کلمات (الرحمن) و (الرحیم) شکل گرفته است.
  • بخش سوم که تشکیل شده از ۳ حرف (الف) برگرفته از کلمات (االله)، (الرحمن)، (الرحیم)
  • بخش چهارم که از تشدید کلمه ی (الله) و تکرار ۳ باره ی آن بر سرپرنده، بخش تاج مرغ را به وجود آورده است. (تصویر ١٤)

نقطه ی حروف هم به همین ترتیب در کل شکل بر اساس نیاز جا به جا گردیده است. نقطه ی حرف (ب) از کلمه ی (بسم) و نقطه های حرف (ی) از کلمه ی (الرحیم) که همگی زیر خط کرسی قرار می گیرند در بخش بیرونی پیکره ی پرنده، زیر حرف (س) در محل اتصال دم و پیکره قرار دارند. حرف (ح) از کلمات (الرحمن) و (الرحیم) در بخش بالایی پیکره ی اصلی تداعی کننده ی بال های بسته ی مرغ است و دایره ی کوچکی به جای چشم مرغ درنظر گرفته شده.

انتهای حرف (میم) کلمه ی (بسم) به شکل منقار و نوک مرغ در تصویر رسم شده است. فرم کلی اثر برمبنای خطوط منحنی شکل گرفته و حروف، مواج و متناسب با کل شکل طراحی شده اند و در حالت کلی، شکل حروف به کار رفته در تصویر تفاوت بسیاری با حروف بر روی خط کرسی دارند و دقیقا نقاشی شده اند.

این از تاثیرات خط تزئینی مُشَّکل، برروی حروف است. به نظر می رسد از خطی هم چون خط ثلث برای تحریر اولیه حروف استفاده شده باشد. زمینه ی نارنجی- زرد اثر، از لکه های درهم محو شده ی جوهر برروی مقوایی که بافت های ریزی حاکی از ضخامت نسبی کاغذ دارد، تشکیل شده است. مرغ با استفاده از دو رنگ مشکی و نارنجی، تقریبا در وسط کاغذ رسم شده و درون آن با بافتی به رنگ قهوه ای و لکه های ریز سبز روشن پر شده است. امضای هنرمند در بخش زیرین طرح مشهود است.

دلالت ضمنی

اثر مورد بحث تصویر شمایلی از پرنده ای شبیه به کبوتر را تجسم می کند که روی دو پا ساکن ایستاده و سر و چشمانش رو به سمت جلوست. این شیوه ی شکل دهی به حروف مرسوم ترین و سنتی ترین شیوه ی نقاشی مرغ بسم الله از زمان حکومت قاجار تا به امروز است.

«اعتقادات و باورهایی وجود دارد که روح به شکل پرنده جسم را ترک می کند؛ بنابراین پرنده، سمبل روح است. پرنده در باورهای قومی و اساطیری نشانه افشا کننده اسرار خدایان، محافظ درخت معرفت، درخت زندگی و قاتل مار است. به همان صورت که تنها بودن این مرغ در آثار گل و مرغ تصویر می شود، در متن های ادبی و فارسی نیز به یکه بودن او اشاره شده است؛ چنان که تمام مرغ های اساطیری پیش از دوران ساسانیان و پس از آن یکی و تنها بوده اند. در ایران اسلامی پس از ساسانیان، روح به مرغ و پرنده همانند شده است. مرغ نیز با همانندشدن با روح دارای معنای بسیط شد و برای ادیب و نقاش این امکان پیش آمد که با استفاده از نام یا شکلش از نشانه کلامی یا تصویری به نماد یا میدان گسترده ای از مفاهیم، تاریخ و اسطوره دست پیدا کند.» (شهدادی،۱۳۸۴،۱۰۴)

«کبوتر از نمادهای مطرح در هنر ایرانی- اسلامی است. به عنوان سمبل صلح و برکت شناخته می شود و پرنده پیغام آور و نماد نجابت و بی آزاری شناخته شده است. در واقعه عاشورا نیز کبوتر بال خود را به خون حضرت امام حسین خضابت نمود و برای حضرت رباب که در واقه عاشورا نبود، پیغام شهادت ایشان را رساند. ارتباط کبوتر و نگارش بسم الله، حسن معنوی و خاص را در انسان تشدید می نماید.» (مهرنگار، ۱۳۹۱، ۳۵)

کبوتر در ادبیات اسلامی نشانه ای نمادین از انسان به دنبال رهایی از قفس تن و رسیدن به سرمنزل مقصود است. پرواز کردن او از زمین، سیر در ساحتی فرا زمینی و تسبیح گویی او در عالم ملکوت موجب شده است که نام مرغ باغ ملکوت را بر او بنهند. در باورهای سنتی و فولکلور مردم ایران روح اموات در قالب کبوتر ظاهر می شود.

«کبوتران تصویر شده با بسم الله بیانگر این واقعیت هستند که کبوتر در سنت عرفانی از مرغان جان بی شمار است و همواره کوکو می گوید یا بنابر عرف ترکان چو درویشی هوهو برمی کشد. کبوتر در خانه و برج مسکن می کند. به عبــارت دیگر، در برج معشوق زاده می شود و از رحمت و عشق تغذیه می کند. از این رو کبوتر حرم یعنی کبوتری کــه در صحن نزدیک حرم میانی مکه زندگی می کند. کشتن او مجاز نیست و مانند دلی است که در حرم یار زندگی کرده و به او حیات جاوید داده شده است. سنایی آواز مذهبی تسبیح طیور را در آواز پرندگان شرح داد. حدود سال۱۱۰۰ میلادی این نگاه به آرا و اندیشه های عرفانی و شعرا راه یافت و در منطق الطیر به اوج رسید.» (افضل طوسی، جلالیان فرد،۱۳۹۷،۳۷)

این مفاهیم و صدها منطق دیگر برای ارائه ی وجهه ای سمبولیک به این فرم موجب شده است که هنرمندانی هم چون استاد رضا مافی بارها و بارها علاوه بر شکل سایر پرندگان عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» را در فرم پرنده ای مثل کبوتر رسامی کند. این فرم علاوه بر تمامی مفاهیم مذهبی و اعتقادی، بسیار مطلوب برای شکل دهی به حروف فارسی به واسطة دورها و سطح هاست. در واقع این اثر خلاق و بدیع نیست و سالیان درازی هنرمندان در خلق شکل مرغ با مضمون این عبارت شریفه هنرآزمایی کرده اند و از این طریق بر اعتبارات هنری خود افزوده اند. تصویر شماره (۱۵)

دلالت صریح

تابلوی مورد بحث تصویر دو مرغ را به نمایش گذاشته است که هردو سر را به عقب گردانده و به سوی مرغ کناری متمایل شده اند. این تصویر حاوی شکل آنالیز شده ی مرغی به خط مُشَّکل است که تکرار شده و به شکل متعاکس در کنار مرغ دیگر قرار گرفته است. به نظر می رسد طرح اولیه حروف، قبل از دفرمه شدن به منظور شکل گیری پرنده، براساس خطی نزدیک به خط ثلث به تحریر درآمده باشد. در این تابلو نیز بخش های (بسم)، (الله)، (حیم) و (حمن) در بدنه، (الف)ها در دم و (لر)ها در پای پرنده جاگرفته اند.

(تصویر ۱۵)

طرح حروف در دو پرنده به رنگ مشکی و باقی فضای بدن آن ها به رنگ زرد روشن رنگ آمیزی شده است. در بخش میانی بدن هردو مرغ طرحی به وسیله ی نقطه های قرمز رنگ حاصل شده که درنتیجه یک طرح ساده ی تزئینی را تداعی می کند. زمینه با رنگ های سبز، زرد و قهوه ای مانند بافتی حاصل از یک رنگ جسمی با تنوع در تراکم و تیرگی و روشنی پوشانده شده است. امضای هنرمند در بخش زیرین طرح بین حروف (لر)، مابین پای دو پرنده مشهود است.

دلالت ضمنی

«تمثیل روح و نفس به مرغی که در قفس تن اسیر شده است، در ادبیات سابقه طولانی دارد. قدیمی ترین آن در هند باستان بوده که در باب الحمامه المطوقه کلیله و دمنه آمده است. در یونان باستان، پارمنیدس در مقدمه در حقیقت روح، داستان پرواز روح را نقل کرده است.

در فرهنگ اسلامی، ابن سینا نخستین کسی اســت که تمثیل روح به مرغ را در رساله الطیر و قصیده عینیه آورده اســت. در رساله الطیر امام محمد غزالی، داستان مرغان احمد غزالی، حدیقه سنایی، عبهرالعاشقین روزبهان بقلی، منطق الطیر عطار، مثنوی مولانا، غزلیات شمس، شعر حافظ و دیگران، تمثیل روح به مرغ، و تن به قفس فراوان دیده می شود.

یکی از تعابیر مهم درمورد پرندگان این است که انسان همواره خود را مانند پرنده ای در قفس تن می پندارد و روح را به پرنده تمثیل می کند. از جمله در این بیت از مولوی:

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک

دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

به عبارت دیگر، تجربه های روحانی و حالات و مقامات انسان، از عاشقی تا وصل و فنا در احدیــت، با بیان نمادین از پرندگان نشان داده شده اســت.»(افضل طوسی، جلالیان فرد، ۱۳۹۷، ۳۷ ) ازین رو می توان تصور کرد یکی از مفاهیم رمزآلود در نقش متعاکس مرغ بسم الله، که متشکل از دو مرغ به صورت قرینه است، تصویر پرنده ایست در بند پرنده دیگر؛ یعنی جسم زمینی خود. تصویر شماره (۱۶)

دلالت صریح

این اثر عبارت است از دو مرغ به خط ثلث، به شیوه ی مُشَّکل و متعاکس. همانند دو نمونه ی شماره (۱) و (۲)، و به رسم مرسوم و دیرین رسامی مرغ بسم الله، بدن مرغ با بخش های (بسم)، (حمن)، (حیم) و (الله) شکل گرفته است، بخش دم با سه (الف) عبارت (بسم الله الرحمن الرحیم) و پاها با (لر) دو بخش (الرحمن) و (الرحیم).

پرنده دوم تصویر متعاکس پرنده اول است و در آن حروف خوانایی خود را از دست داده اند. کادر تصویر مستطیل عمودی است و هر دو مرغ به شکل قرینه در مرکز تصویر واقع شده اند. در بخش پایین صفحه تصویر متراکمی از خطوط به واسطه تداخل دم و پاهای دو پرنده ایجاد شده است. امضای هنرمند بین حروف (لر)، مابین پای دو پرنده قرار دارد. (تصویر ۱۶)

دلالت ضمنی

در شرح دلالت ضمنی این اثر که همچون (تصویر ۱۵) حاوی تصویر متعاکس دو پرنده است باید گفت «در مکاتب مختلف دینی و فکری اعداد همواره حاوی معانی اند و به ساخت و سازهای محتوایی نسبتا مشابه و مستدلی اشاره دارند که گاهی فرصت تفکر و تحقیق توسط مخاطب را در این حوزه برای درک بهتر اشارات سمبلیک هنرمندان، عرفا و صاحبان اندیشه فراهم می کند.» (سجودی، ۱۳۹۸ ،۱۲۳ )

«عدد، یکی از جلوه های نماد است که از هزاران سال پیش تاکنون پیچیدگی های معنایی ویژه ای به خود گرفته است. فیثاغورث و همکارانش اعتقاد داشتند که همه نمودهای جهان، چه آسمانی و چه زمینی انعکاسی از اعداد در عالم عینی هستند. از نظر افلاطون اعداد، نشان دهنده هماهنگی عالم هستند و تفکر ارسطو بر این دلالت دارد که عدد، منشأ و جوهر همه چیز است.»(هال، ۱۳۹۸ ،۱۷ )

در ادیان یکتاپرست و عرفان مسلک از حروف و اعداد به عنوان تمثیلی برای ورود به عالم متعالی و درک بهتر آن استفاده شده است. مثلا عدد (۱ ) نماد وحدانیت و یگانگی است. «عطار نیشابوری در منطق الطیر، از سیمرغ، ذات باری تعالی را اراده کرده و سرانجام، سی مرغ به سیمرغ می رسند، و از این روایت وحدت در کثرت و کثرت در وحدت را نشان داده است.» (یاحقی،۱۳۸۶ ،۵۰۵)

در مقابل آن عدد (۲) که نماد تکثر و عدد پایه ی تکرار و توالی و زوجیت است قرار می گیرد. «قرآن کریم در آیات مختلفی معانی متفاوتی از زوجیت ارائه می کند. این آیات، گستره ی زوجیت را به تمام اجزای عالم سرایت داده و بیان گر وجود زوجیت در همه ی موجودات عالم است. (منزه است آن خدایی که همه ی جفت ها را بیافرید، چه از آن چه زمین می رویاند و چه از نفس هایشان و چه آن چیزهایی که نمی شناسند).»(فیروزی، ۱۳۹۶ ،۱۰۹)

«دوگانگی صورت و معنا، وجه اصلی آموزش های مولاناست. زوجیت در چنین ساختار هستی شناختی ای زمینه ای برای نگاهی رمزی به اسما و صفات حق در زایش عالم و تحقق مراتب هستی و نکاح مستمر و دم به دم موجودات و یافتن حقیقت و دستیابی به دیدار است.

وجود هر یک از زوج ها به تنهایی حکایت از تجلی اسمای جلال و یا جمال دارد، به نحوی که بدون دیگری نه توالدی هست و نه تناسلی، نه زایشی و نه استمراری. زوجیت در این نگاه رمزی، از مناسبات متعارف دنیوی و فروکاستن حقیقت انسان به دنیای مادی فناپذیر و محصور کردن زوجیت و نکاح در نیازهای جسمانی فراتر می رود و معنای خود را تشابه به باری تعالی می یابد»(همان، ۱۰۴)

در علوم غریبه و آیین های سری عدد (۲) نماد سایه است. این تئوری می تواند به صورت نمادین یادآور تمثیل غار افلاطون باشد که در آن هر واقعیتی در جهانی غیر واقعی سایه ای دارد. آن سایه تصویر بدلی از اصلی در عالم متعالی است.

«غار مظهر عالم محسوس و طبیعت است و عالم بیرون از غار مظهر عالم مثال یا معقول است که حقیقت واقعی اشیا در آن جا قرار دارد. هرکدام از این دو جنبه از هستی ویژگی های خاص خود را دارند؛ عالم محسوس متغیر، بی ثبات و فناپذیر است، ولی عالم معقول از ثبات و تغییرناپذیری و جاودانگی برخوردار است. گوهرهای اصیل و جاودانه در عالم معقول قرار دارند و عالم محسوس، گرچه خیال و وهم نیست، اما فقط از این میزان از وجود برخوردار است که عالم سایه است و نه خود گوهرهای اصیل.» (غفاری،۱۳۹۶ ،۱۳۰)

از این رو رسم به تصویر کشیدن مرغان به شکل متعاکس می تواند علاوه بر دلالت های ضمنی مورد بحث در (تصویر ۱۶ ) حاوی مفاهیمی از این دست نیز باشد؛ یعنی اصلی متعالی که سایه ای در عالم ماده دارد و یا اصل ثنویت و زوجیت مخلوقات که یادآور می شود یگانگی و وحدت خاص ذات الهی است.

خوشنویسی

تصویر ۱۴ .مرغ بسم الله به خط مُشَّکل، خط نقاشی اثر رضا مافی، ۱۳۵۱ ،گنجینه ی بانک سامان. مأخذ همان، ۱۱۳.

خوشنویسی

تصویر ۱۵ .مرغ بسم الله به خط مُشَّکل و متعاکس، خط نقاشی اثر رضا مافی، ۱۳۵۱ .مأخذ همان، ۲۳۰. (تیموری،۱۳۹۴)

رضا مافی

تصویر ۱۶ .مرغ بسم الله به خط ثلث مُشَّکل و متعاکس، خط نقاشی اثر رضا مافی. مأخذ تارنمای گالری هما

منبع
مجله علمی نگره

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا