مواد و مصالح

پشم ( علوم الیاف )

پشم ، رشته هایی باریک و نرم که بر روی پوست حیواناتی مانند گوسفند و شتر می روید و در پارچه بافی و فرش بافی از آن استفاده می شود و معمولاً نوع غیرقابل رشتن آن برای تولید نمد به کار می رود. نوع پشم به روش پرورش جانور، فصل پشم چینی و شرایط آب وهوایی بستگی دارد.

پشم از جهت ظرافت و ضخامت ، به سه دسته تقسیم می شود:
1) پشمهای بسیار زِبر و شکننده (کمپ ) که بین 100 تا 250 میکرون ضخامت دارند. این پشمها را نمی توان ریسید و بافت، اما می توان از آنها نخهای ضخیمی تهیه کرد که برای بافت قالی بهترین نوع نخ است .

2) رشته هایی با ضخامت 50 تا 100 میکرون که آنها را «مو» می نامند.اگر این رشته ها با پشمهای عالی (پشمهای با حداقل ضخامت ) ترکیب شوند، نرمتر و آسان بافت تر از کمپ می شوند

3) رشته های ظریفتر که عالیترین نوع پشم اند و خود دو دسته اند:

  • پشم متوسط ، که ضخامت آن بین 30 تا حدود 60 میکرون است
  • پشم عالی ، که ضخامت آن از 30 میکرون کمتر است و ضخامت مرغوبترین نوع آن گاه به 6 میکرون می رسد.

پشم گوسفند، بسته به این که برکدام عضو آن روییده باشد، از لحاظ لطافت یکسان نیست ؛ پشم پهلوها بترتیب از پشم شکم ، پس گردن ، سر و پاچه ی گوسفند لطیف تر است .

یکی دیگر از معیارهای سنجش مرغوبیت پشم ، قابلیت ارتجاع و میزان نرمی آن است ؛ پشم زبر و ضخیم در اثر کشیدگی و فشار، بین 4 تا 7 سانتیمتر «طول » می یابد، اما پشم عالی می تواند چند برابر آن کِش بیاید و فشار را تحمل کند. این ویژگی پشم در صنایع نساجی بسیار مؤثر است ، زیرا پارچه ها و پوشاکی که از پشمِ زبر و با خاصیّت ارتجاعیِ کم تولید می شوند.

پس از مدتی حالت نخستین خود را از دست می دهند و چروک می شوند و به اصطلاح «از ریخت می افتند» اما پشمهای عالی که امروزه به پشم مرینو (مرینوس ) شهرت دارند و بیشتر در استرالیا به دست می آیند ــ پس از کِشش و فشار به ریخت اولیه ی خود باز می گردند.

الیاف پشم از مادة «کراتین » است و خاصیت اسیدی و بازی را توأمان دارد و اگرچه از نظر ساختار فیزیکی با مو تفاوتهایی دارد، از نظر شیمیایی با آن مشابهت دارد .تفاوت در استحکام و میزان کشش پشمها، به نوع فَلْسْهای موجود در آن بستگی دارد. فلسها سلولهایی شاخی هستند که غلاف پشم را برای محافظت الیاف در برابر عوامل طبیعی و بیرونی تشکیل می دهند.

نام علمی این سلولها، کوتیکول است و به دلیل شباهت آنها به فلسهای ماهی ، اخیراً به سلولهای فلسی مشهور شده اند. فلسها در صاف یا مجعد بودن پشمها بسیار مؤثرند و معمولاً عالیترین نوع پشم ، مجعد است زیرا نسبت به پشم صاف فلسهای بیشتری دارد. فلس یکی از عوامل نرمی و ضخامت پشم نیز به شمار می آید. لبة آزاد فلسهای پشم مرغوب و تازه ــ برخلاف پشم کهنه و دباغی شده ــ دندانه دار است و این سبب می شود تا الیاف بخوبی درون یکدیگر داخل شده و حالت پفکی به خود بگیرند.

این ویژگی سبب شده تا از پشم برای ساختن عایق در برابر سرما و گرما استفاده شود که یکی از مهمترین کارکردهای آن است . همین ویژگی باعث می شود که پشم وقتی خشک است به آسانی آب را جذب کند و هنگامی که رطوبت آن بالاست آب را از دست بدهد. همچنین موجب می شود تا سطح بیرونی الیاف ، خشنتر شود و مانع انعکاس کامل نور و درخشش تارها گردد.

پشم را براساس سن و جنس حیوان ، نوع پشم ، روش تهیة پشم ، فلس پشم و چگونگی پرورش جانور، نگهداری و اعمال مختلف بر روی پشم طبقه بندی می کنند؛ مثلاً این که آیا پشم ، پشم گوسفندِ یکساله است یا بیش از یکسال ، پشم بره است یا قوچ ، پشم کثیف و عرق دار است یا شسته شده ، پشم چیده شده است یا دباغی شده ، پشم شکم است یا دست و پا، و از این قبیل.

در ایران طبقه بندی خاصی از انواع پشم به وجود نیامده است و تنها براساس نامهای محلی ، از قبیل بلوچی ، کرمانی ، کردی ، ماکویی ، زل ، قره گل ، بختیاری و نائینی ، عرضه می شوند

غیر از گوسفند و شتر و بز، از مویِ خرگوش ، گوزن ، یاک (نوعی گاومیش ) و سگ آبی هم برای مصارف خاص (اغلب تفنّنی و ذوقی ) به صورت خالص یا مخلوط با پشم گوسفند بهره می گیرند .پشم حیوانات زنده را ترجیحاً در فصل بهار می چینند تا کمترین زیان را برای حیوان داشته باشد و گفتنی است که چون پشم مادّة ارزشمندی است ، آن را از پوست حیوانات مرده نیز می چینند که از نظر فقهی پاک است.

پشم پس از این که با قیچیهای مخصوص (روش سنّتی ) یا پشم چینهای خودکار ــ که ویژة کشورهای پرورش دهندة گوسفند است ــ چیده شد، به کارخانه های شانه زنی یا شستشوی پشم ، و سرانجام به کارخانه های ریسندگی منتقل می شود و به منظور زدودن چربیها و گردوغبار و دیگر آلودگیهای آن شانه یا شسته می شود. معمولاً برای پشمهای عالی از روش شستشو با صابون یا قلیا، و برای پشمهایی که مصارف نمدی دارند، و به پشمهای کارد شده نیز مشهورند، از روش شانه زدن استفاده می کنند . سپس پشم را در کارخانه های ریسندگی (در روش سنّتی : به وسیلة دوک ) می ریسند.

رنگ پشم گوسفندها سفید، زرد (مایل به سفید)، قهوه ای ، خاکستری و سیاه است . پشمهای زرد را ــ که بیشتر پشمها به این رنگ است ــ با اکسیده کردن و احیا و یا ترکیبی از هر دو روش ، در مراحل مختلف سفید می کنند ؛ در گذشته پشم سفید، به لحاظ بالا بودن درجة رنگ پذیری ، متقاضی فراوانی داشت اما امروزه با تحولاتی که در صنعت رنگرزی رخ داده است ، این نوع اولویتها وجود ندارد.

تاریخچه
از پشم گوسفند و موی دیگر جانوران از دورة نوسنگی (ح 000 ، 10 ق م ) استفاده شده است . آسیای مرکزی و استپهای روسیه از سرزمینهای اهلی سازی گوسفند و بز، و استفاده از پشم آنها بوده است . در این سرزمینها پشم را نمی رشتند و از آن تنها برای تولیدات نمدی بهره می بردند و از بافندگی خبری نبود تا اینکه از راه تماس بیشتر با همسایگان متمدنتر خود، از قبیل چینیها، بافندگی و بویژه قالی بافی را آموختند.

فردوسی در شاهنامه ، آغاز اهلی سازی حیوانات و استفاده از موی نیکوی آنها را به پادشاهی طهمورث منسوب می .در سال1950 در غاری در نزدیکی دریای خزر، تکه پارچه های پشمی ، متعلق به حدود 6500 ق م ، به دست آمد که از پشم گوسفند و موی بز بافته شده بود. دوک و برخی دیگر ابزارهای ریسندگی و بافندگی متعلق به 5000 ق م نیز در ایران یافته شده که پیشینه ی کاربرد پشم را تأیید می کند. قالی پازیریک * متعلق به سده های پنجم و چهارم پیش از میلاد، نیز از نمونه های مهم استفاده از پشم در ایران و آسیای مرکزی است . در منابع ، به قطعه فرشینه ای اشاره شده که بخشی از تزیینات اسب و به احتمال زیاد کار ایرانیان بوده. از دوره ی ساسانی نیز یک تکه پارچة پشمی در موزة ارمیتاژ روسیه محفوظ است که از نمونه های عالی پارچه در آن زمان است .

در مصر باستان ، از پشم برای بافت فرشها و لباسهای رویی و برای منسوجات دیگر به جای پشم از کتان استفاده می کردند و منسوجات کتانی در صدر صنعت نساجی مصر قرار داشت.ازینرو در صحت این ادّعا که در عصر بطالسه (309ـ30ق م ) پشم اهمیتی همردیف کتان داشته ، تردید وجود دارد. قالی پشمینی که در شهر شیخ عبادة مصر به دست آمده ، استفاده از پشم را در قرن چهارم میلادی در آنجا تأیید می کند

در سوریه پشم ماده ی اصلی منسوجات بود. به سبب رنگ پذیری عالی پشم ، سوریها توانستند پارچه های رنگین تولید کنند . در کتاب مقدس آمده است که استفاده از لباسهای پشمی در میان قوم یهود بسیار متداول بود و پشم دمشق در بازار صور شهرت بسزایی داشت .

در بین النهرین ، از روزگاران باستان ، پشم جایگاه ویژه ای داشته است ، چنانکه در زمان پادشاهی حمورابی (1948 ـ 1905 ق م ) بابل را سرزمین پشم می خواندند و منسوجات پشمی از اصلیترین کالاهای صادراتی بین النهرین بود، و صنف پشم بافان و پیشه های ریسندگی و رنگرزی و پشم شویی جایگاه ویژه ای پیدا کرد.

تاریخچه
پس از اسلام ، در سرزمینهای اسلامی صنعت بافندگی ، به طور کلی ، و پشم بافی از زمرة صنایعی بود که با تکیه بر پیشینة آن ، بویژه به سبب نظارت دولتی و متداول شدن اهدای پوشاک به عنوان خلعت از جانب خلیفه و دیگر صاحبان قدرت ، رشد فزاینده ای کرد. به دلیل گرایش به زهد و رونق تصوف در قرون نخستین اسلامی ، پوشیدن جامه های خشن پشمی در میان متصوفه رواج یافت و بتدریج اصطلاح «پشمینه پوشی » در اشاره به اهل تصوف ، بویژه در اشعار و متون عرفانی به کار رفت و تعبیرات کنایی و استعاری از آن ساخته شد (مثلاً: خرقة پشمینه ). جامه های صوفیانه که به نامهای مختلف (مثلاً پشمینه ، پلاس ، خرقه ) خوانده می شد، همگی سه ویژگی داشت : خشونت جنس و کهنگی و کوتاهی ، و غالباً از پشم فراهم می آمد .

با ورود ابریشم و پنبه به اغلب سرزمینهایی که به نساجی می پرداختند، صنعت پشم و پشم بافی به حوزه های تولیدی بسیار خاصی محدود شد و پشم بیشتر برای بافت برخی قالیها به کار رفت . تعدادی منسوجات پشمی مصری متعلق به قرن اول تا پنجم باقی مانده است. دو پردة قالیچه نمای پشمی ایرانی یا عراقی ، متعلق به حدود قرن اول و دوم ، باقی مانده که در موزة منسوجات واشینگتن و موزة دانشگاه منچستر نگهداری می شود.

مورّخان و جغرافی نگاران مسلمان در قرن چهارم به برخی شهرها و نواحی مشهور جهان اسلام که به تولید پشم و منسوجات پشمی نیز شهرت داشته اند، اشاره کرده اند:

· ابن حوقل دربارة ماوراءالنهر گزارش داده است که در آنجا گوسفند و شتر بسیار بوده و بیش از حدّ نیاز جامه های پشمی تولید می شده است .
· در بخارا و نواحی آن از پشم ، رختخواب و زیلو و سجاده تولید و به عراق و دیگر جاها صادر می شده است .
· مؤلف حدودالعالم از «جامة سرخ پشمین » در ناحیة رودان شمال ایران و نیز از «گلیمهای کبودِ» طبرستان نام برده است
· مقدسی از صنعت پشم ریسی در زوزنِ خراسان .
· ، شهر دِزَکِ ماوراءالنهر که انواع پارچه های پشمی و قبا در آنجا بافته می شده .
· فرشهای نمدی و حرفة پشم ریسی مردم بَصِنّا در جنوب شوش .
· پارچه های عالی پشمی در نعمانیه که شهرکی بر ساحل دجله بوده و پشم تکریت سخن گفته است .
· ثعالبی نیشابوری (متوفی 429) بترتیب پشم مصر، ارمینیّه ، تکریت و رویان را بهترین دانسته ، همچنین به نمدهای سرخ مغربی و نمدهای سفید طالقان ، بر سرحد گوزگانان ، اشاره کرده است .

در آغاز دولت عباسیان طرابوزان ، از شهرهای آسیایی ترکیه ، از زمرة واردکنندگان پارچه های پشمی از طریق تنگة بُسفُر بوده است. از سده ی دهم ، قالیِ پشمی متعلق به مقبرة شیخ صفی الدین در اردبیل (بافته شده در 946، به دستور شاه طهماسب صفوی ) باقی مانده که در موزة ویکتوریا و آلبرت هال (لندن ) نگهداری می شود .از دورة صفوی تا قاجار، ترمه های کشمیری که از پشم عالیِ بره های کشمیر بافته می شد، برای مصارف درباری به ایران وارد می شد . در ایران کُرکِ بز (پشم نرمِ زیر موی بُز) را برای بافت شال و ترمه بکار می بردند. فلاندن می گوید که اغلب مردم ایران ، عبای سبکی روی دوش خود می اندازند که از پشم شتر به دست آمده است.

منسوجات و البسة پشمی در سرزمینهای مختلف اسلامی انواع و نامهای متعدد داشته است . در فرهنگ البسة مولانا نظام قاری نام پارچه ها و جامه های پشمی قدیمی بتفصیل آمده که «حواصیل » (پوشاکی ضخیم و زمستانی ) و «گارس » (پارچه ای برای کلاه ) از زمرة این نامهاست . یکی از منسوجات متداول در میان کوچ نشینان و نیمه کوچ نشینان ایران و برخی کشورهای اسلامی ، سیاه چادر است که آن را از پشم گوسفند می بافند اما چون پشم براحتی کِش می آید، آن را با مواد دیگری ، از جمله موی بُز، ترکیب می کنند تا فشرده و محکم شود .

ارزش تجاری پشم ، پیش از هر چیز، براساس درجه ، رنگ ، طول و ظرافت رشته ها (الیاف ) تعیین می شود. در زمینة میزان تولید، کیفیت ، عرضه و تقاضای جهانی پشم و پارچه های پشمی ، اساسیترین عامل تعیین کننده وضع جغرافیایی است و بر همین پایه نیز معاملات تجاری این مادة خام و تولیدات مربوط به آن تحول می یابد. امروزه منسوجات پشمی بیشتر به فاستونی (برگرفته ا ز واژة روسی Boston ؛ دهخدا؛ معین ، ذیل همین واژه ) شهرت دارند و اگر با الیاف مصنوعی ترکیب شوند، آنها را نیمه فاستونی می نامند. از فاستونیها بیشتر برای دوخت لباسهای گرم ، همچون کت و مانتو و پالتو، استفاده می کنند .

بنابه آمار سالهای 1352 تا 1361 ش ، تولید الیاف پشم در ایران در برابر تولید الیاف مصنوعی کاهش داشته است ؛ تولید پشم از 000 ، 12 تُن در 1353ش به 500 ، 8 تُن در 1361 ش ؛ و تولید پارچه های پشمی از 4ر19 میلیون مترمربع در 1354ش به 9ر18 میلیون مترمربع در 1366ش کاهش یافته است. میزان پشم خام نیز نیازهای داخلی کشور را رفع نمی کند و هرساله کسری آن از کشورهای زلاند نو و استرالیا و پاکستان وارد می شود . کارخانه های تولید منسوجات پشمی در ایران ، در شهرهای یزد، رشت ، قم ، تهران ، مشهد، اصفهان ، باختران ، کرج و قائم شهر متمرکزند .تا پیش از انقلاب اسلامی در ایران (1357 ش )، انگلستان و آلمان و ایتالیا از مهمترین کشورهای صادرکنندة پارچه های پشمی به ایران بودند، اما بتدریج کشورهای کره و ژاپن سهم بیشتری پیدا کردند و تا 1365 ش آلمان و انگلستان مجدداً از صادرکنندگان مهم این نوع منسوجات به ایران شدند.

منبع
محمود صباحی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا