نقوش و طرح های فرش

معانی نمادین نقشمایه بته جقه قسمت چهارم

بنمایه ظاهری جقه چیست؟

اساس شکل‌ گیری نقش بته گردش پاره‌ خطی است که نقطه آغاز آن کمی خمیده (سر کج) است و پس از یک گردش منحنی در همان نقطه شروع به‌هم‌ پیوسته و گردش آن متوقف می‌رود.

در این گردش شکلی به دست می‌آید از یک سر باریک و در نقطه میانی شکم دار است. پس از تفحص در ظاهر آن و تجزیه و ترکیب مجدد آن نتیجه این است: بته‌ جقه در حقیقت زیباترین تقسیم مساوی از دایره است.  دایره را به صورت‌ های مختلفی می‌توانیم به دو نیمه تقسیم كنیم كه زیباترین نوع تقسیم، همان شكل بته‌ جقه است. (تصویر 1)

بته جقه

تصویر شماره 1

در حقیقت مساحت دایره به چهار قسمت مساوی تقسیم می‌شود 10 که خود نمادی از چهار فصل، چهار طبع و… است و با ترکیب دو به‌ دو اینها بته‌ جقه حاصل می‌شود که در اول دایره بود و با دایره به کمال رسید و با آن در دنیای کثرات تکثیر می‌ شود و ابتدای زیباترین و گیراترین نافذترین نقوش است (تصویر 2) و آن مولد هزاران طرح در تمامی کره خاکی است و به‌ تمامی دعوت به دایره می‌کند و دایره دعوت به شناخت دوایر وجود دارد و آن‌ ها به دور مرکز دایره و شناخت آن‌ که همان یکی بودن است دارد. (تصویر 3)

بته جقه

تصویر شماره 2

بته جقه

تصویر شماره 3

حتی می‌توان اذعان کرد که نماد هیئت هفتگانه الهی است و دلیل آن را از بندهش می‌توان با دقت عارفانه دریافت: بر طبق روایات، در مجموعه فکری و نیز بی‌ گمان در شمایل‌ شناسی واقعی، هیئت هفتگانه الهی به دو گروه، بخش شده‌اند: سه مهین فرشته که به‌ صورت مذکر در سمت راست اوهرمزد و سه مهین فرشته مؤنث در طرف چپ وی نشان داده‌ شده است اوهرمزد، خود طبیعت دوگانه آنان را باهم متحد ساخته، زیرا در باب وی گفته‌ شده است که هم پدر خلقت بوده است و هم آفریدگان را به عرصه مادر آن، همه این هفت مجموعا وجود آوردند (فرنبغ، 1369 :85) این هفت را در عالم نقوش در این ترکیب استثنایی می‌توانیم بیابیم این‌ گونه که در تصویر نقش شده است. (تصویر 4)

بته جقه

تصویر شماره 4

تشبیهات دیگری نیز برای آن قائل‌ اند، آن را به شکل میوه؛ درخت کاج، بادام، میوه صنوبر، یا خمیدگی سرو در مقابل نسیم مالیم، قطره؛ باران و اشک چشم و میوه انبه و حتی نوعی طوطی ماده هندی به نام سوگی تشبیه کرده‌ اند که همه طرحها از همان دایره است. (تصویر5) به‌ هرحال اگر به نقش جقه جدای از تمامی تعابیر، معانی و تفاسیر بنگریم و آن را بخشی از دایره ببینیم که به زیبایی آن را به دو نیم کرده است باید به این شکل و در حقیقت نماد نیز پرداخت زیرا جدا از هم نیستند چرا که اصل هر چیزی از ابتدای آن چیز است پس باید آن را شناخت. (تصویر 6)

بته جقه

بته‌ جقه بر قمقمه چرمی پازیریک، قرن پنجم نقش پ م (نامه هنر 1389. 92) تصویر شماره 5

بته جقه

نقشی از طوطی در تلفیق با نقش‌ مایه بته‌ جقه در پته کرمان. تصویر شماره 5

بته جقه

تقسیم نقش دایره به شکل بته‌ جقه، نقش‌ مایه معروف «تای چی دو»، اولین تقسیم دایره نقش اولیه صلیب شکسته یا گرودنه مهر. تصویر شماره 6

دایره و مفهوم شکلی آن

در متنی کهن آمده است: خداوند همچون دایره‌ ای است که مرکزش همه‌ جـا و محیطش هیچ کجاست دایره در وهله اول نقطه‌ای است گسترش‌ یافته و تفسیر نمادین آن در برگیرنده مفاهیم کمال، یکپارچگی و نبود هر نوع تمایز و تفکیک است. علاوه برمفهوم کمال که به‌ طور ضمنی در دل نقطه ازلی وجود دارد، دایره نمادی از خلاقیت، یعنی خلق جهان در مقابل خالق نیز هست. دوایر متحدالمرکز نمایانگر طبقات و سلسله‌ مراتب وجود می‌ باشند و در حقیقت مدار افالک وجودی خلایق و موجودات میباشند که هر یک بالای فلک دیگری قرار دارد و باعث فیض از مرتبه بالا به پایین هستند.

حرکت دایرهای کامل و تغییرناپذیر است، بدون آغاز، بدون انجام و بدون تغییر و تبدیل. علاوه بر این، دایره که نمادی از حرکت پیوسته و مرتبط و مدور آسمان است با الوهیت نیز در ارتباط است و مفهوم بی‌ پایانی را القا می‌کند. در مرتبه بالاتری از تعبیر و توصیف، آسمان نیز به‌ خودی‌ خود به نمادی بدل می‌شود، نمادی از جهان معنوی و آسمانی، نادیدنی و متعالی.

با این‌ همه دایره درمعنایی مستقیم‌ تر نشان‌ دهنده آسمان کیهانی است، بخصوص هنگامی‌ که آسمان در تلاقی با زمین قرار می‌گیرد و با آن هماهنگ می‌شود. با این‌ همه دایره یا این شکل ازلی بیش از آنکه دایره باشد یک کره است، زیرا دایره، کره‌ای نمودار شده از زاویه مقطع است.

به همین خاطر است که «بهشت زمینی» به‌ صورت دایره نمایانده شده است. تحول و تکامل مربع به دایره در ماندالا ( تصویر 7) «نماد جهان در نزد هندوها یا بودائی آن‌ که به معنای دایره است» شبیه به تکامل یافتن تبلور مکانی یا نیروانا به مرحله نامعلوم بودن اصلیت است که در اصطلاح شرق همان عبور از زمین و رفتن به آسمان است.

بته جغه

از سمت راست ماندالا تصویر وسط طرح شماتیک یانگ ویین و سمت چپ در مرکز نقش نماد ترکیب شده یانگ و یین عناصر اصلی جهان است (کریستی. 1384. 160) تصویر شماره 7

دایره با حرکت پویای خود نمایانگر تغییرات زمینی است و مربع نمایانگر تغیر ناپذیری کائنات است. دایره ساده‌ ترین منحنی و در واقع کثیرالاضالعی است که دارای بی‌ نهایت ضلع است، قرار گرفتن حتی یک نقطه بر محیط آن نشانگر بریدگی و پیوستگی است، زیرا به معنای آغاز یا پایانی است که زایل کننده مفهوم (ابدیت و بی‌نهایت) دایره بیش از شکل هندسی دیگری در آنچه با حرکت و پویش سروکار پیدا می‌کند حضور دارد.

استفاده از وجود دایره در اولین خطهای ابداع‌ شده توسط انسان و همچنین در اولین کوشش‌ های کودکان جهت ایجاد ارتباط با یکدیگر، حتی قبل از این که علائم معمول ارتباطی را بیاموزند مشاهده ‌شده است. دایره نماد حرکت جاودانه، تکرار و تبدیل، شب و روز، زوج و فرد، خیر و شر بالا و پایین است.

دایره شکل کاملی است که نماد لطافت، نرمی، سیالی، تکرار، درون‌گرایی، آرامش روحانی و آسمانی، پاکی و صمیمیت و آن جهانی بودن به شمار می‌آید. چون دایره شکل کاملی است بسیاری از هنرمندان شرق و غرب سعی کرده‌ اند نقاشی‌ های خود را بر مبنای دایره و یا ترکیب‌ های دایره به وجود بیاورند.

در هنر ایرانی، نقاشان بزرگ برای ساختن آثار خود از ترکیب‌ هایی بر اساس دایره و چرخش الهام گرفته‌اند. (معینی، 1380: 35)

عاقان نقطه پرگار وجودند ولی

عشق داند که در این دایره سرگرداناند

(حافظ)

به نظر نگارنده آن‌ گونه که در طرح‌ های ایرانی داریم و دایره را نماد آسمان و نور به‌ حساب می‌آورند (الله نور السموات والارض. آیه ۳۵ سوره نور) می‌توانیم آن دایره را نماد دایره‌ ای دانست که باعث ایجاد خلایق است که آن به دو نیم شده است، برشماریم؛ و جقه زیباترین نیمه دایره است چرا که وقتی قرار است نمادی از ابتدای خلقت داشته باشیم بالاترین و زیباترین آن در ظاهر نیز است و در این عالم ظهور یافته است با توجه به یکی از معانی آن‌ که داهیه هست جقه چه مفهومی پیدا می‌کند؟

برای وضوح سؤال به ذکر این مطلب می‌ پردازیم که هر چیزی که بتوان به آن چیز گفت در عوالم مختلف از اعلا تا اسفل که از او ذکری در آنجاست اسمی دارد. مثلی از عالمی که در آن زندگی می‌کنیم می‌زنیم تا مطلب روشن‌ تر شود هنگامی‌ که اسم کسی را می‌نویسی مثل (دارا) این دال، الف را و الف، نام نوشتنی اوست که سیاهی بر سفیدی است و وقتی‌ که این دارا در اتاقی تاریک باشد و او را صدا کنی و دارا جواب دهد آن صدایی که می‌ شنوی و او را به آن صدا می‌شناسی که داراست آن صدا نام شنیدنی اوست هنگامی‌ که عکس او را می‌ بینی و می‌ شناسی این نام چشمی یا بصری اوست

اگر این دارا فرزندی داشته باشد، فرزندش او را به بوی او می‌شناسد این بو نام بویایی اوست و اگر این دارا با عالمی آشنا باشد که حروف ابجد را می‌ شناسد آن عالم، او را به عددی می‌ شناسد و تا جایی که دارا وجودی اصلی دارد که مرتبه اخفای اوست و تو او را با رتبه اخفایی خود می‌شناسی. و قس‌ علی‌ هذا.

هرجایی و عالمی اسمی دارد و در عالم اشکال و نقوش هم‌ اسمی دارد که هنرمندان به دنبال شناخت این نقوش می‌باشند و… با مثل آشکار شد که جقه می‌تواند نماد یک واقعه، اسطوره و…یا حتی نماد یک شخصیت تاریخی و مذهبی در عالم نقوش باشد و در این عالم ظهور پیداکرده است که قابلیت فکر کردن دارد. (معمولا چیزی را که مظهر و یا نمودگار چیزی دیگر باشد، نماد می‌خوانیم. (معینی،1381 :112)

نویسندگان: حامد ذویاور / مهنوش وحدتی / مهدی مکی نژاد

منبع
پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا