نقوش و طرح های فرش

طراحی و طراحان فرش در دربار اسکندر سلطان قسمت اول

نسخه های فراوانی در دوران اندک حکومت اسکندر سلطان در شیراز مصور شده که از هنرپروری و حمایت این شــاهزاده تیموری از هنرمندان، نگارگران و کتاب آرایان خبر می دهد. اما متاسفانه نام این هنرمندان یا در تاریخ نیامده و یا با حدس و گمان همراه است و اغلب پژوهشگران به هنرمندانی که در کارگاه هنری اسکندر سلطان مشغول به کار بوده اند نپرداخته و تنها به بررسی نسخه های مصور دوره مذکور اکتفا کرده اند.

با این حال در برخی از نگاره های نسخه های مصور شده در دربار اسکندر سلطان، فرش هایی وجود دارند که در عین سادگی، سبکی منحصر به فرد و ویژه را می نمایانند که نویدبخش تحولات طراحی فرش در روزگار آتی تاریخ فرش ایران است. در این پژوهش علاوه بر پرداختن به نگاره هایی که طرح و نقشی از فرش بر آن ها نمایان می باشد اثر، رقم طراحان و آفرینندگان این نگاره ها، با تمرکز بر زندگی هنری پیراحمد باغشمالی بررسی می شود. ماهیت این پژوهش توصیفی و تحلیلی بوده و هدف از انجام آن بررســی تاثیر یک هنرمند (در اینجا طراح فرش) بر سبک و شیوه هنرمندان پس از خود است.

اسکندربن عمر شیخ، مشهور به اسکندرسلطان، در سال ٧٩٢ هجری قمری از سوی تیمور به عنوان حاکم شیراز منسوب شد. وی پس از مرگ تیمور و روی کار آمدن شاهرخ، چند بار محل حاکمیتش توسط حكومت مرکزی جا به جا شد و هر از گاهی در نقطه ای حکمرانی می کرد.

در ابتدا به فرغانه رفت، سپس کاشغر، همدان و سرانجام در ٨١١ هجری قمری دوباره به شیراز بازگشت. اسکندر، از ابتدا حاکمی متمرد به شمار می آمد و در پاره ای موارد خودسرانه و بدون هماهنگی با حکومت مرکزی عمل می کرد. چنان که سرانجام در سال ٨١٦ هجری قمری شاهرخ با او وارد جنگ شد و از حاکمیت شیراز عزل و برای پیشگیری از فتنه، از دو چشم نابینایش کرد و عاقبت در سال ٨١٧ هجری قمری فرمان قتل او را صادر کرد.

جدا از مسایل سیاسی، اسکندرسلطان را شاهزاده ای هنر دوست و هنرپرور می دانند. برخی از کارشناسان غربی وی را به دلیل حمایت هایی که از هنر و هنرمندان به عمل آورد با سلطان احمدجلایر مقایسه کرده اند. مطرح ترین هنرمندان و نقاشان توانمند در دربار این سلطان هنردوست خدمت کرده اند که البته بعد از غلبه شاهرخ بر شیراز و نابودی پایگاه حکومتی اسکندرسلطان به هرات فراخوانده شدند.

چندین نسخه نفیس در زمان سلطنت اسکندرسلطان نگارش و مصور شده است که از آن جمله می توان به گلچین کتابخانه های چستربیتی و بریتانیا (٧٧٩ هجری قمری)، گلچین موزه توپقاپی ترکیه (٨١٠ هجری قمری)، گلچین ُ بنیاد گلبنکیان لیسبون (٨١٣ هجری قمری)، جنگ کتابخانه بریتانیا (٨١٣ هجری قمری) و همچنین عجایب المخلوقات قزوینی اشاره کرد. تعداد نسخه هایی که به فرمان اسکندرسلطان و زیر نظر وی اجرا شده محدود به آن چه اشاره گردید، نیست و نسخ دیگری را نیز در می گیرد.

حجم انبوه کتاب های باقی مانده گواه تعداد هنرمندان زیادی است که در دربار اسکندر سلطان فعالیت می کردند. اما در این جا با یک خلاء تاریخی روبه رو هستیم و متاسفانه نام هیچ یک از این هنرمندان در تاریخ ثبت نشده است. این موضوع محدوده سال های ٧٩٢ تا ٨٢٣ هجری قمری را در برمی گیرد و با توجه به فرضیه ای که نگارگران را طراحان فرش های بازتاب یافته بر نگاره ها می داند، در انتساب نگاره هایی که در آن ها نقشه فرش دیده می شود به یک یا چند نگارگر دچار مشکل می شویم.

این مساله وقتی بیش تر به چشم می آید که در می یابیم عده زیادی از نگارگران دربار اسکندرسلطان در همان ابتدای دوران حکومت شاهرخ، یعنی سال ٨١٦ هجری قمری به هرات منتقل و در آن جا به ادامه فعالیت مشغول شدند و سنت های طراحی فرش را با خود از شیراز به هرات بردند. البته این موضوع زمانی اهمیت می یابد که در طراحی فرش برای هر منطقه جغرافیایی سبکی منحصر به فرد قایل شویم.

در گذشته نیز برای تفکیک فرش یک منطقه از مناطق دیگر وجود داشت و مورخان با تفاوت گذاشتن میان فرش های نواحی مختلف اقدام به جداکردن آن ها از یکدیگر کردند. اگرچه این مساله به علت عدم وجود نمونه های عینی قابل اثبات نیست، اما متن های تاریخی به جای مانده گواه این ادعا است.

حافظ ابرو در ذکر وقایع سال ٧٣٦ هجری قمری و پس از بازگشت تیمور از هند, طی گزارشی, به بنای مسجد جامع دارالسلطنه سمرقند می پردازد و می نویسد:«اساتذه ی بصره و بغداد, مقصوره و صفه ها و رجه ها را به حصیرهای معقلی ممتل ساخته و عمله فارس و کرمان بر اندازه هر موضعی «طابق الفعل بالفعل» قالی های ابریشمین مبسوط گردانیده…». (حافظ ابرو, ١٣٨٠ ,٢٣)

عبدالرزاق سمرقندی نیز از این رویداد یاد کرده و نوشته «پس از اتمام مسجد بی بی خانم (مسجد جامع سمرقند), استادان بصره و بغداد تمامی اتاق ها و ایوان ها و محراب را و صفه ها و حتی دالان های این مسجد را با حصیرهای دستباف مفروش کرده و استادان فارس و کرمان, به اندازه هر محلی قالی هایی از جنس ابریشم بافته و در جای جای مسجد گسترانیده اند». (سمرقندی, ١٣٥٣ ,١١١) نمونه های بالا نشان دهنده این موضوع است که کارشناسان میان فرش های هر منطقه از نظر طرح، نقش و ویژگی های فنی آن، شاخص های قایل بوده اند.

فرش جانمازی

فرش جانمازی، شمال غرب ایران، موزه متروپولیتن

شاهنامه فردوسی

تصویر۱-شاهنامه فردوسی، ورود تهمینه به خوابگاه رستم، شیراز، حدود ۸۱۳ هجری قمری، موزه هنر دانشگاه هاروارد

نگاره

تصویر ۱-۱ : بخشی از نگاره

نگاره

تصویر ۱-۲ : بخشی از فرش در نگاره

دیوان خواجوی کرمانی

تصویر ۲ -دیوان خواجوی کرمانی، بخشی از نگاره حکایت انوشیروان عادل و بزرگمهر، بغداد، ۷۹۸هجری قمری موزه بریتانیا، لندن

نگاره

تصویر۲-۱-بخشی از فرش موجود در نگاره

ستاره شناسان رصدخانه مراغه

تصویر۳ -ستاره شناسان رصدخانه مراغه، شیراز، ۸۱۳ هجری قمری کتابخانه دانشگاه استانبول

رصدخانه مراغه

تصویر ۱-۳ – بخشی از فرش در نگاره

 

نویسندگان: داود شادلو – دکتر علی اصغر شیرازی

منبع
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا